جمعه ۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۶
رسانه در خط مقدم جنگ روانی؛ نسخه عملی برای حفظ آرامش جامعه

حوزه / سید رضا اورنگ، کارشناس رسانه و پژوهشگر امور فرهنگی، با تأکید بر نقش تعیین‌کننده رسانه در مدیریت جنگ روانی گفت: تلویزیون باید در کنار بازتاب واقعیت‌های میدانی، با روایت‌های امیدآفرین و تولیدات متنوع، آرامش و همبستگی ملی را تقویت کند؛ امری که بدون تحلیل‌های معتبر و دوری از تکرار امکان‌پذیر نیست.

خبرگزاری حوزه | سید رضا اورنگ، کارشناس رسانه و پژوهشگر امور فرهنگی و هنری، در گفت‌وگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه بحران‌ها و شرایط جنگی، آزمونی بزرگ برای کارآمدی رسانه ملی به شمار می‌آید، اظهار کرد: در چنین موقعیت‌هایی، یک رسانه نه فقط وظیفه اطلاع‌رسانی دارد، بلکه باید بتواند در عین بازتاب واقعیت‌ها، روحیه مردم را حفظ کرده و امید و همبستگی اجتماعی را تقویت کند. در شرایط جنگی فعلی، رسانه ملی و به‌ویژه تلویزیون چگونه می‌تواند میان تقویت روحیه مقاومت و حفظ آرامش و امید در جامعه تعادل برقرار کنند.

وی افزود: رسانه ملی هنگام وقوع حوادث به‌خصوص در مواجهه با دشمنان متجاوز، وظیفه‌ای خطیر بر دوش دارد. این وظیفه چند بخش مهم دارد: نخست، بالا بردن روحیه مردم و رزمندگان از طریق انتشار خبرهای به‌موقع و دقیق؛ البته اخباری که ضمن اطلاع‌رسانی صحیح، امنیت روانی جامعه را نیز خدشه‌دار نکند و قواعد ایمنی و امنیتی را رعایت کند. دوم، پخش گزارش‌های میدانی حرفه‌ای از سطح شهرها، مناطق عملیاتی و مردمی که درگیر بحران هستند. این گزارش‌ها اگر درست تولید شوند، می‌توانند احساس مشارکت عمومی را افزایش دهند و نشان دهند که جامعه در کنار هم قرار دارد. سومین وظیفه، ساخت و پخش سرودهای انقلابی، حماسی و مهیج است؛ آثاری که بتوانند انگیزه دفاع و مقاومت را در مردم تقویت کرده و انرژی جمعی ایجاد کنند. و چهارم، دعوت از کارشناسان با تجربه و کاربلد برای تحلیل دقیق و درست وقایع. مردم زمانی به رسانه اعتماد می‌کنند که تحلیل‌ها معتبر، تازه و فارغ از کلی‌گویی‌های همیشگی باشد.

این پژوهشگر مسائل فرهنگی در پاسخ به این سوال که برنامه‌سازان تلویزیونی در چنین شرایطی چه نوع محتواهایی را باید در اولویت قرار دهند تا هم روحیه ملی تقویت شود و هم فشار روانی مردم کاهش یابد؟ بیان کرد: باید یک بسته کامل و متنوع از برنامه‌ها روی آنتن باشد. اگر بخواهند مدام مخاطب را زیر بمباران اخبار جنگ قرار دهند، مردم دچار خستگی، اضطراب و استیصال می‌شوند. این حالت حتی باعث می‌شود که مخاطب دیگر توجهی به اخبار مهم هم نکند. بنابراین لازم است در کنار برنامه‌ها و خبرهای مرتبط با جنگ، مجموعه‌ای از تولیدات سرگرم‌کننده پخش شود. فیلم‌ها، سریال‌ها، برنامه‌های ترکیبی، برنامه‌های خانوادگی و سرگرمی‌ها باید در کنار یکدیگر عرضه شوند تا مخاطب فرصت استراحت ذهنی داشته باشد. ذهنی که استراحت می‌کند، بعد از آن آمادگی بیشتری برای دریافت اخبار و تحلیل‌های جدید خواهد داشت. این تعادل بسیار مهم است.

اورنگ در بخش دیگری از گفت‌وگو، درباره نقش برنامه‌های نمایشی، سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی در حفظ انسجام اجتماعی و افزایش روحیه مردم در دوران بحرانی توضیح داد و گفت: اگر آثار نمایشی با دقت و با نگاه اثرگذار انتخاب شوند، می‌توانند نقش مهمی در انسجام ملی ایفا کنند. دوره دفاع مقدس نمونه بارز همین مسئله بود. در آن دوران، سریال‌ها و برنامه‌هایی متناسب با شرایط روز تولید و پخش شدند و سبب تقویت همبستگی و روحیه مردم شدند. در کنار آثار جنگی، سریال‌های محبوبی مثل آینه، سربداران و مجموعه‌های اجتماعی دیگر روی آنتن می‌رفتند. همچنین جنگ‌ها و برنامه‌های سرگرم‌کننده نیز بخشی از کنداکتور بودند. این ترکیب هوشمندانه کمک کرد که مردم در عین جدیت شرایط، احساس امید و همراهی داشته باشند. هنر باید در خدمت روحیه‌بخشی باشد، نه در خدمت اضطراب‌آفرینی.

وی در ادامه درباره برنامه‌های گفت‌وگومحور و نقش کارشناسان در این‌گونه برنامه‌ها چنین توضیح داد: در برنامه‌های گفت‌وگو محور، باید از کارشناسانی استفاده شود که هم بر موضوع تسلط کافی داشته باشند و هم فن بیان مناسب برای ارتباط گرفتن با مخاطب. متأسفانه گاهی افرادی دعوت می‌شوند که توان تحلیل صحیح یا قدرت انتقال مناسب ندارند. در برخی موارد نیز تحلیل‌ها یا تکراری است یا قانع‌کننده نیست. وقتی تکرار و کلی‌گویی جای تحلیل دقیق را بگیرد، مخاطب احساس می‌کند حرف تازه‌ای نمی‌شنود و اعتمادش کاهش می‌یابد. بنابراین انتخاب کارشناس مناسب در این شرایط، یک ضرورت جدی است. تحلیلگر باید بتواند واقعیت را توضیح دهد، نه اینکه تنها آن را تکرار کند.

وی در بخش دیگری از گفت‌وگو، درباره این سؤال که رسانه‌ها چگونه می‌توانند هم واقعیت‌های جنگ و مقاومت را بازتاب دهند و هم امید اجتماعی و نگاه رو به آینده را تقویت کنند، اظهار کرد: در حال حاضر بسیاری از رسانه‌های مکتوب و آنلاین از ضعف مدیریتی و فنی رنج می‌برند. کمتر پیش می‌آید نویسنده‌ای در رسانه‌ها پیدا شود که قلمی قوی داشته باشد و تحلیل‌های تازه ارائه دهد. بیشتر آنها به کپی‌پیست مطالب دیگران روی آورده‌اند و این کار غیرحرفه‌ای باعث شده مخاطب اعتمادش را از دست بدهد. نوعی یکنواختی و تکرار در محتوا دیده می‌شود؛ گویی همه از روی دست هم نوشته‌اند. نتیجه این است که مردم فقط برای خواندن برخی اخبار کوتاه به آن رسانه‌ها مراجعه می‌کنند و نه برای تحلیل یا روایت عمیق‌تر.

وی افزود: در این میان صداوسیما به این دلیل که رقیب جدی ندارد، در موقعیتی قرار گرفته که می‌تواند از فرصت استفاده کند. اگر مدیران این سازمان به دیدگاه‌های مختلف ـ در چارچوب قانون ـ میدان بدهند، اعتماد ازدست‌رفته بخشی از مخاطبان بازمی‌گردد. مردم زمانی پای گیرنده‌ها می‌نشینند که احساس کنند رسانه به آنها احترام می‌گذارد، حرف‌های متفاوت اما منطقی را می‌شنوند و روایت‌ها صرفاً یک‌طرفه نیست. رسانه باید نشان بدهد که به آینده امیدوار است و جامعه را نیز به آینده امیدوار می‌کند. بازتاب درست واقعیت‌ها وظیفه است، اما ایجاد فضای امیدبخش هنر رسانه است.»

اورنگ در جمع‌بندی گفت‌وگو تأکید کرد: رسانه در شرایط بحران، باید هم صادق باشد و هم امیدوارکننده. رسانه موفق رسانه‌ای است که با مردمش حرف بزند؛ رسانه‌ای که احساس جمعی ایجاد کند، نه اضطراب جمعی. نقش رسانه در چنین شرایطی، نقشی فرهنگی، اجتماعی و حتی روانی است. اگر این اصول به‌درستی رعایت شود، رسانه می‌تواند یکی از ستون‌های اصلی مقاومت و انسجام ملی باشد.

انتهای پیام

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha